مقدمه: فیل در اتاق!

در تمام کنفرانس‌های بین‌المللی فولاد، پس از ساعت‌ها بحث درباره جذابیت‌های تکنولوژیک هیدروژن و کوره‌های قوس الکتریکی، در نهایت یک سوال کلیدی فضا را سنگین می‌کند: «چه کسی قرار است هزینه آن را بپردازد؟»

واقعیت انکارناپذیر این است که در حال حاضر، تولید فولاد بدون کربن (Green Steel) گران‌تر از فولاد سنتی است. اما نگاه کردن به این موضوع صرفاً از دریچه «قیمت تمام‌شده»، یک خطای استراتژیک است. برای درک آینده اقتصادی این صنعت، باید سه ضلع یک مثلث پیچیده را بررسی کنیم: ساختار هزینه‌ها، تمایل بازار به پرداخت و اهرم‌های نظارتی دولت‌ها.


۱. آناتومی هزینه‌ها: چرا سبز بودن گران است؟

برای درک گرانی فولاد سبز، باید هزینه‌ها را به دو بخش اصلی تفکیک کنیم:

•      هزینه‌های سرمایه‌گذاری (CAPEX): گذار از کوره بلند به واحدهای احیا مستقیم (DRI) و نصب الکترولایزرهای عظیم برای تولید هیدروژن، نیازمند تزریق سرمایه سنگینی است که بازگشت آن زمان‌بر خواهد بود.

•      هزینه‌های عملیاتی (OPEX): اینجاست که چالش اصلی خودنمایی می‌کند. در حال حاضر، انرژی‌های تجدیدپذیر و هیدروژن سبز، هنوز گران‌تر از زغال‌سنگ و گاز طبیعی هستند. برخلاف سوخت‌های فسیلی که بازاری بالغ و لجستیکی بهینه دارند، زنجیره تامین هیدروژن هنوز در دوران نوزادی است و هزینه حمل و ذخیره‌سازی آن بر قیمت نهایی محصول فشار می‌آورد.


۲. مفهوم کلیدی: «حق‌بیمه سبز» (Green Premium)

در اقتصاد کربن‌زدایی، اصطلاحی وجود دارد به نام «حق‌بیمه سبز». این مفهوم به اختلاف قیمت بین یک محصول پاک و مشابه فسیلی آن اشاره دارد. سوال اینجاست: آیا مشتری حاضر است این اختلاف را بپردازد؟

پاسخ به نوع صنعت بستگی دارد:

•      صنعت خودرو و لوازم خانگی (پیشگامان): برندهای لوکس خودروسازی (مانند بنز، ولوو و ...) حاضرند فولاد سبز را با قیمت بالاتر بخرند. چرا؟ چون فولاد تنها بخش کوچکی از قیمت نهایی یک خودرو ۵۰ هزار دلاری است، اما برچسب «خودروی سبز» ارزش برند آن‌ها را به شدت بالا می‌برد.

•      صنعت ساختمان و زیرساخت (مقاومت‌کنندگان): در پروژه‌های عمرانی که حاشیه سود پایین است و حجم مصرف فولاد بالا، پیمانکاران به شدت نسبت به افزایش قیمت حساس هستند و فعلاً تمایل چندانی به پرداخت این حق‌بیمه ندارند.


۳. نقش دولت‌ها: برهم‌زدن معادله با مالیات و یارانه

اگر قرار بود بازار به حال خود رها شود، فولاد سبز شانسی برای رقابت با فولاد ارزانِ زغال‌سنگی نداشت. اینجا دست نامرئی (یا شاید مرئی) دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی وارد می‌شود تا کفه ترازو را تغییر دهد:

•      چماق (Carbon Pricing & CBAM): مکانیزم‌هایی مانند «تعرفه کربن اروپا» (CBAM) بازی را عوض می‌کنند. این قوانین می‌گویند: "اگر فولاد کثیف و ارزان تولید کنی، باید هنگام صادرات به اروپا جریمه سنگینی بپردازی." این جریمه عملاً قیمت فولاد سنتی را بالا می‌برد تا به قیمت فولاد سبز نزدیک شود.

•      هویج (Subsidies): دولت‌های پیشرو (مانند آمریکا و اتحادیه اروپا) با ارائه یارانه‌های سنگین برای تولید هیدروژن یا وام‌های کم‌بهره برای نوسازی کارخانه‌ها، سعی می‌کنند ریسک سرمایه‌گذاری را برای فولادسازان کاهش دهند.


۴. نقطه سربه‌سر (Parity Point): نگاه به آینده

تاریخ تکنولوژی نشان داده است که هزینه‌ها ثابت نمی‌مانند. همان‌طور که قیمت انرژی خورشیدی و باتری‌ها در یک دهه گذشته سقوط آزاد کرد، انتظار می‌رود هزینه تولید هیدروژن و الکترولایزرها نیز با «تولید انبوه» و «بلوغ تکنولوژی» کاهش یابد.

تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که در دهه آینده، دو نمودار همدیگر را قطع خواهند کرد: نمودار قیمت فولاد سبز (که نزولی است) و نمودار قیمت فولاد فسیلی (که به دلیل مالیات‌های کربن صعودی است).


نتیجه‌گیری: هزینه یا سرمایه‌گذاری؟

شاید امروز تولید فولاد سبز گران‌تر باشد، اما این یک «هزینه» نیست، بلکه «حق اشتراک» برای ماندن در بازار آینده است.

در دنیایی که دروازه‌های تجاری به روی کربن بسته می‌شوند، گران‌ترین فولاد، فولادی نیست که با هیدروژن تولید شده، بلکه فولادی است که به دلیل آلایندگی، هیچ مشتری بین‌المللی حاضر به خرید آن نیست. بنابراین، اقتصاد فولاد سبز، اقتصادِ بقا در بازارهای جهانی است.