مقدمه: یک سوال تریلیون دلاری

در مقالات قبلی وبلاگ، ما عمیقاً وارد مباحث فنی «فولاد سبز»، تکنولوژی‌های هیدروژنی، کوره‌های قوس الکتریکی و چالش‌های «فولاد ۴.۰» شدیم. اما بیایید یک لحظه از سطح کارخانه فاصله بگیریم و به تصویر بزرگ‌تر نگاه کنیم.

یک سوال بنیادین در اقتصاد وجود دارد که قرن‌ها ذهن بشر را درگیر کرده است: «آیا رشد اقتصادی در یک سیاره با منابع محدود، روزی متوقف خواهد شد؟»

اقتصاددانان کلاسیک (مثل مالتوس) بدبین بودند. آنها می‌گفتند منابع فیزیکی (زمین، معدن، انرژی فسیلی) محدود است، پس رشد هم بالاخره به دیوار می‌خورد. اگر این نگاه درست بود، صنعت فولاد به عنوان یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان منابع فیزیکی، باید به زودی به پایان خط می‌رسید.

اما در دهه‌های اخیر، سه متفکر بزرگ اقتصادی ظهور کردند که این دیدگاه را به چالش کشیدند و پنجره‌ای جدید رو به آینده باز کردند: پال رومر (برنده نوبل اقتصاد ۲۰۱۸)، فیلیپ آگیون و جوئل موکیر.

نظریات این سه نفر، که بر محور «ایده‌ها» و «نوآوری» می‌چرخد، دقیقاً توضیح می‌دهد که چرا انقلاب «فولاد سبز» نه یک تهدید، بلکه تنها راه نجات و تداوم رشد این صنعت است.


۱. پال رومر و جادوی «ایده‌ها»: عبور از اقتصاد فیزیکی

پال رومر، نوبل اقتصاد را برای «نظریه رشد درون‌زا» دریافت کرد. حرف اصلی او ساده اما انقلابی است:

اقتصاد سنتی بر پایه «اشیاء» است (مثل سنگ آهن یا زغال‌سنگ). اشیاء «رقیب» (Rival) هستند؛ یعنی اگر من یک تن زغال‌سنگ را بسوزانم، شما دیگر نمی‌توانید آن را بسوزانید. این منابع محدودند و بازدهی نزولی دارند.

اما رومر می‌گوید موتور رشد مدرن، «ایده‌ها» و «دانش فنی» (Technology/Recipes) هستند. ایده‌ها «غیر رقیب» (Non-rival) هستند. اگر من فرمول تولید فولاد با هیدروژن را کشف کنم، استفاده من مانع استفاده شما نمی‌شود. میلیون‌ها کارخانه می‌توانند همزمان از یک «ایده» استفاده کنند بدون اینکه آن ایده تمام شود!

ارتباط با فولاد سبز:

صنعت فولاد سنتی در تله‌ی «اشیاء» گیر کرده بود (وابستگی به زغال‌سنگ محدود و آلاینده). انقلاب فولاد سبز، حرکت به سمت اقتصاد «ایده‌محور» رومر است. تکنولوژی احیای مستقیم با هیدروژن، متدهای جذب کربن، و نرم‌افزارهای هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی کوره، همگی «ایده‌هایی» هستند که بر خلاف زغال‌سنگ، تمام‌شدنی نیستند و می‌توانند رشدی پایدار و بدون محدودیت فیزیکی ایجاد کنند.


۲. فیلیپ آگیون و ضرورت دردناک «تخریب خلاق»

فیلیپ آگیون، نظریه‌پرداز برجسته رشد، مفهوم شومپیتری «تخریب خلاق» (Creative Destruction) را بسط داده است. او می‌گوید رشد اقتصادی زمانی اتفاق می‌افتد که نوآوری‌های جدید، تکنولوژی‌های قدیمی را نابود کنند و جایگزین آنها شوند.

این فرآیند دردناک است، اما ضروری. اگر بخواهیم تکنولوژی‌های قدیمی (که بهره‌وری پایین و آلایندگی بالا دارند) را به زور حفظ کنیم، کل اقتصاد دچار رکود می‌شود.

ارتباط با فولاد سبز:

آنچه امروز در صنعت فولاد جهان می‌بینیم، یک نمونه‌ی کلاسیک از «تخریب خلاق» است. کوره‌های بلند سنتی (Blast Furnaces) که نماد عصر صنعتی بودند، اکنون در حال «تخریب» شدن توسط تکنولوژی‌های سبز (DRI-EAF و هیدروژن) هستند. این انتقال برای بسیاری از غول‌های فولادی سنتی دردناک و پرهزینه است، اما طبق نظریه آگیون، این تنها راه برای «خلق» ارزش جدید و رسیدن به سطوح بالاتر بهره‌وری در آینده است. مقاومت در برابر این تخریب، تنها مرگ تدریجی را به همراه دارد.


۳. جوئل موکیر و فرهنگ «دانش مفید»

جوئل موکیر، مورخ اقتصادی بزرگ، روی این تمرکز دارد که چرا برخی جوامع نوآوری می‌کنند و برخی نه. او معتقد است رشد انفجاری غرب در دوران انقلاب صنعتی، نه فقط بخاطر منابع، بلکه بخاطر شکل‌گیری فرهنگی بود که برای «دانش مفید» (Useful Knowledge) ارزش قائل بود؛ دانشی که بتواند مشکلات واقعی را حل کند.

ارتباط با فولاد سبز:

بحران تغییرات اقلیمی، بزرگترین مشکل واقعی امروز ماست. انقلاب فولاد سبز، تجلی نگاه موکیر است: استفاده از دانش (شیمی، فیزیک، مهندسی مواد و دیجیتال) برای حل یک مشکل ملموس. این انقلاب نشان می‌دهد که صنعت فولاد دیگر فقط به دنبال «استخراج بیشتر» نیست، بلکه به دنبال «دانشِ بهتر» برای تولید پایدارتر است.


۴. حلقه مفقوده: اهمیت حیاتی «نهادهای حامی نوآوری»

در کنار نظریات این بزرگان، تاریخ یک درس مهم دیگر هم به ما می‌دهد: نوآوری بدون حمایت نهادی و حکومتی، شکوفا نمی‌شود. ایده باید محافظت شود تا سرمایه‌گذار جرأت ورود پیدا کند.

یک مثال تاریخی درخشان در دوران انقلاب صنعتی وجود دارد: زمانی که جیمز وات موتور بخار خود را بهبود بخشید، هزینه و ریسک تجاری‌سازی آن بسیار بالا بود. در سال ۱۷۷۵، حکومت بریتانیا در اقدامی سرنوشت‌ساز، حق ثبت اختراع (پتنت) وات را برای ۲۵ سال تمدید کرد. این حمایت انحصاری به وات و شریکش بولتون این اطمینان را داد که می‌توانند سرمایه‌های کلان جذب کنند و موتور بخار را به کمال برسانند؛ موتوری که چهره جهان را تغییر داد.

ارتباط با فولاد سبز:

امروز هم تاریخ تکرار می‌شود. تکنولوژی‌های «فولاد سبز» (مانند تولید هیدروژن پاک) بسیار گران و پرریسک هستند. طبق این درس تاریخی، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی وظیفه دارند با ابزارهایی مثل «قیمت‌گذاری کربن»، «یارانه‌های سبز» و «حمایت از تحقیق و توسعه»، همان چتر حمایتی را برای نوآوران امروز فراهم کنند که بریتانیا برای جیمز وات فراهم کرد. بدون این حمایت نهادی، بهترین ایده‌ها هم در آزمایشگاه‌ها خاک خواهند خورد.


نتیجه‌گیری: فولاد در عصر خرد

نظریات رومر، آگیون و موکیر، در کنار درس‌های تاریخ تکنولوژی، به ما می‌گویند که برخلاف تصور رایج، محدودیت‌های فیزیکی سیاره زمین، سقف رشد ما نیستند؛ سقف رشد ما، محدودیت در «تولید ایده‌های جدید» و «حمایت از آنها» است.

حرکت صنعت فولاد به سمت سبز شدن و هوشمند شدن، اثبات عملی این تئوری‌هاست. ما در حال گذار از دورانی هستیم که رشد فولاد به معنی «دود بیشتر و مصرف بیشتر زغال» بود، به دورانی که رشد فولاد به معنی «دانش بیشتر، نوآوری بیشتر و پایداری بیشتر» است.

آینده‌ی این صنعت، نه در معادن عمیق‌تر، بلکه در ذهن‌های خلاق‌تر مهندسان و سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه‌تر دولت‌ها نهفته است.