17 دی 1404
صنعت فولاد ایران در یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است. از یک سو، ایران با تولید بیش از ۳۰ میلیون تن فولاد در سال، دهمین تولیدکننده بزرگ جهان و رتبه اول تولید آهن اسفنجی (DRI) بر پایه گاز در دنیاست. این زیرساخت (تکنولوژی EAF/DRI) دقیقاً همان مسیری است که فولادسازان سنتی جهان (که از کوره بلند استفاده میکنند) آرزوی رسیدن به آن را دارند. اما از سوی دیگر، این مزیت رقابتی با سه چالش بنیادین و تهدیدکننده مواجه است: ناترازی انرژی (گاز و برق)، بحران آب و محدودیتهای تکنولوژیک. این مقاله به بررسی علمی این چالشها و ترسیم مسیر فنی گذار ایران به سمت فولاد سبز میپردازد.
10 دی 1404
تا سالها، تولید فولاد بدون زغالسنگ، شبیه به افسانههای علمی-تخیلی بود. منتقدان میگفتند: «نمیتوانید کوره بلند را حذف کنید» یا «هیدروژن خیلی گران است». اما در شمال اروپا، سه غول صنعتی تصمیم گرفتند به جای بحث کردن، عمل کنند.پروژه HYBRIT (Hydrogen Breakthrough Ironmaking Technology)، تنها یک پروژه نیست؛ بلکه اولین نمونه موفق در تاریخ بشریت است که زنجیره تولید فولاد را از «معدن تا محصول نهایی» کاملاً کربنزدایی کرده است.در این مقاله، کالبدشکافی میکنیم که چگونه سوئد توانست غیرممکن را ممکن کند.
09 دی 1404
در قسمت قبلی پرونده (بررسی مدل ترکیه)، دیدیم که چگونه یک کشور میتواند بدون داشتن معادن سنگآهن، به قطب فولادسازی تبدیل شود. اما آنجا بیشتر بر «تجارت و بازار» تمرکز کردیم. اکنون، در قلب پرونده «فولاد سبز»، باید به ماهیت خودِ این ماده بپردازیم.در پارادایم نوین متالورژی، قراضه آهن (Scrap) دیگر به معنای «زباله صنعتی» نیست. مهندسان مواد، قراضه را «انرژیِ جامد» مینامند. چرا؟ چون برای تبدیل سنگآهن به فلز، انرژی عظیمی صرف شده است و وقتی ما از قراضه استفاده میکنیم، در واقع از آن انرژیِ ذخیرهشده بهرهبرداری میکنیم.بدون قراضه، رویای «فولاد سبز» و رسیدن به انتشار کربنِ صفر (Net-Zero)، توهمی بیش نیست.
03 دی 1404
در تمام کنفرانسهای بینالمللی فولاد، پس از ساعتها بحث درباره جذابیتهای تکنولوژیک هیدروژن و کورههای قوس الکتریکی، در نهایت یک سوال کلیدی فضا را سنگین میکند: «چه کسی قرار است هزینه آن را بپردازد؟»واقعیت انکارناپذیر این است که در حال حاضر، تولید فولاد بدون کربن (Green Steel) گرانتر از فولاد سنتی است. اما نگاه کردن به این موضوع صرفاً از دریچه «قیمت تمامشده»، یک خطای استراتژیک است. برای درک آینده اقتصادی این صنعت، باید سه ضلع یک مثلث پیچیده را بررسی کنیم: ساختار هزینهها، تمایل بازار به پرداخت و اهرمهای نظارتی دولتها.